
مقاله وارده آب لرستان، سهم دیگران؛ سیل لرستان، سهم مردمش
آب لرستان، سهم دیگران؛ سیل لرستان، سهم مردمش#سند_محرومیت_استان_لرستان

پدیده ال نینو در راه کشور؛ آیا سیل ۱۳۹۸ تکرار میشود
شاهپور لطفی
دادههای هواشناسی از یک پاییز و زمستان پرباران خبر میدهند؛ تحت تأثیر النینو، بارشها فراتر از حد نرمال خواهد بود. بارشهایی که احتمال تکرار سیل ۱۳۹۸ را در لرستان نوید میدهند؛ الگویی آشنا که بهجای فرصت، تبدیل به تهدید میشود.
معمولاً پس از چند سال کمبارانی، یک سال ترسالی از راه میرسد. اما در لرستان بهجای مهار و نگهداشت این آب، همین فرصت به پاشنهٔ آشیل استان تبدیل میشود؛ سیل، بخشی از زیرساختهای این استانِ توسعهنیافته را می بلعد و در خود گم میکند و میبرد.
دردناک است که لرستان با در اختیار داشتن حدود ۱۲ درصد از منابع آبی کشور، تا چند سال پیش در رتبهٔ سوم پربارانترین استانهای ایران قرار داشت. اما همین استان پرآب، به دلیل نبود زیرساخت ذخیرهسازی، میان دو قطب افراطی در نوسان است: سیل ویرانگر در یک فصل، خشکسالی چندساله در فصل بعد؛ واقعیتی که رتبهٔ استان را در یکی از سالهای اخیر از سوم به بیستونهم کشور تنزل داد.
خاطرهٔ سیل ۱۳۹۸ چنان زخمی باز بر سیمای استان خودنمایی میکند. در فروردین ۹۸، سامانهای بارشی در دو موج، رودخانههای استان (در رأس آنها کشکان) را به طغیان کشاند و پلدختر، کوهدشت، معمولان، دورود، خرمآباد، نورآباد، دوره چگنی و ویسیان را زیر سیلی سیل نواخت. آمار رسمی از ۱۴ کشته و خسارت اولیهٔ بیش از ۱۵ هزار میلیارد ریال خبر داد؛ بیش از ۳۶۰۰ خانه در موج نخست آسیب دید و موج دوم حدود ۲۱۰۰ میلیارد تومان خسارت دیگر بر جای گذاشت؛ برق و آب دهها روستا قطع شد و جادهٔ پلدختر بار دیگر تخریب شد.

واضح بود که عدم ساخت سد «معشوره» بلای جان استان شده است؛ طرحی که در سایهٔ بیکفایتی مسئولان و بازی «برخورداران» پاییندستِ آب، قربانی شده است. برخورداران آبِ لرستان و مافیای آب سالهاست در مسیر تخصیص اعتبار به معشوره سنگاندازی میکنند؛ مافیایی که لرستان را همچنان بخشی از حوزهٔ آبریز «کرخه» و «دز» میبیند، نه بالادستیای که مردمش سزاوار بهرهبرداری از منابع آبی خدادادی خویشاند.
کانون بحران، عدم ساخت سد معشوره در تنگ گاشمار روی رودخانهٔ کشکان است؛ سدی که قرار بود سه نقش را ایفا کند: کنترل سیلابهای فصلی، تأمین آب شرب و کشاورزی دشتهای کوهدشت و رومشکان، و تولید برقآبی. معشوره طرحی است که به سند نادیدهگرفتن مردم لرستان بدل شده و این مطالبهٔ پنجاهساله، هنوز به نقطهای نرسیده که مردم به آن امیدوار باشند.
آنچه در لرستان رخ میدهد حادث شدن حادثهای از سر بدشانسی نیست؛ محرومیتی است تام و تمام. این استان از همان چرخهٔ (خشکسالی_ترسالی) رنج میبرد، اما نبود زیرساخت هر بار این فرصت طلایی را به تبدیل به تهدید میکند: «سیل، تخریب دارایی محقر روستاییان؛ سپس خشکسالی که ظرفیت کشاورزی را بیاثر میکند؛ و در ادامه، مهاجرت به کلانشهرها و آسیبهای اجتماعی آن». این زنجیره، بازتاب ناکارآمدی مدیریتی و توسعهٔ ناعادلانهٔ منابع در سطح کشور است.
با پیشبینی رسمی هواشناسی از بارشهای فراتر از نرمال در پاییز و زمستان ۱۴۰۵ و افزایش ریسک سیلاب، باید از دولت و نمایندگان استان در مجلس پرسید: بالاخره تکلیف ساخت این سد حیاتی چیست؟ آیا زمانبندی قابلاتکایی برای ساخت آن وجود دارد؟پیش از آنکه ویرانی سیل بار دیگر نمودار ناکارآمدی مسئولان شود؟
در هفتهای که گذشت، کلیپی منتشر شد که در آن پلیس سارقی را با نام شهرش (کوهدشت) مورد خطاب قرار نیدهد و آبروی یک شهرستان تاریخدار را در باد میرقصاند. جوانی که به بزهکاری کشیده میشود، میتواند خود قربانیِ محرومیت باشد نه علتِ بیآبرویی یک شهر…
لرستان قربانی محرومیت است. و تا وقتی سهمی عادلانه از اعتبارات ملی نداشته باشد، رحمت الهی نیز تبدیل به خشم و غضب و زحمت میشود.



