
مقاله وارده رسانه ملک شخصی مدیران نیست؛ صدای مردم را نمیتوان خاموش کرد
رسانه ملک شخصی مدیران نیست؛ صدای مردم را نمیتوان خاموش کرد
من، مهدی زارعی چمه، چهار سال دوران دفاع مقدس را تا پایان جنگ در جبههها و خطوط مقدم سپری کردم و در این مسیر چندین بار مجروح شدم. پس از پایان جنگ نیز از سال ۱۳۶۹ رسماً وارد عرصه مطبوعات، روزنامهنگاری و رسانه شدم و بیش از ۳۵ سال است که این راه را ادامه میدهم.
امروز نیز در کنار فعالیتهای گسترده رسانهای، بهصورت خانوادگی صاحبامتیاز و مدیرمسئول ۸ رسانه مستقل و دارای مجوز هستیم و مجموعهای با بیش از ۱۰۰ خبرنگار فعال و بیش از ۷۰ خبرنگار بیمهشده تأمین اجتماعی در عرصه رسانه فعالیت دارد.
این سوابق را برای تفاخر بیان نمیکنم؛ بلکه برای آن میگویم که روشن باشد سخن من درباره خبرنگاری، رسالت رسانه و درد مردم، سخنی از روی شنیدهها و پشت میز نیست؛ بلکه حاصل سالها حضور در میدان، در میان مردم و در متن مشکلات جامعه است.
خبرنگاری شغل تشریفاتی نیست؛ رسالت است.
خبرنگار برای تعریف از مدیران، حضور در مراسمها و گرفتن عکس یادگاری وارد این حرفه نشده است.
خبرنگار واقعی باید صدای مردم باشد؛ سؤال کند، پیگیری کند، نقد کند و تا رسیدن به پاسخ و نتیجه، دست از مطالبهگری برندارد.
اما متأسفانه در برخی دستگاهها و ادارات، به جای احترام به رسانه مستقل، شاهد دعوتهای گزینشی، حذف خبرنگاران منتقد و میدان دادن به افراد مورد علاقه مدیران هستیم.
سؤال روشن من این است:
آیا اداره دولتی ملک شخصی مدیران است که خبرنگاران را بر اساس سلیقه شخصی انتخاب کنند؟
ادارات و دستگاههای دولتی متعلق به مردماند و با بودجه عمومی اداره میشوند.
هیچ مدیری حق ندارد خبرنگاری را فقط به دلیل اینکه سؤال سخت میپرسد، نقد میکند یا پیگیر مشکلات مردم است، کنار بگذارد و در مقابل، تنها کسانی را دعوت کند که مأمور تعریف و تمجید هستند.
رسانه، روابط عمومی شخصی مدیران نیست.
چاپلوسی برای مردم آب نمیشود.
تملق برای روستا جاده نمیشود.
تعریفهای ساختگی، محرومیت را از بین نمیبرد.
و کف زدن برای مدیر، مشکلات مردم را حل نمیکند.
سالهاست درباره محرومیت مناطق و روستاها، نبود آب، راه، پل، امکانات بهداشتی و دیگر حقوق ابتدایی مردم مینویسیم و مطالبه میکنیم.
اگر گفته میشود چرا مطالب تکرار میشود، پاسخ روشن است:
چون مشکلات مردم هنوز حل نشده است.
تا زمانی که محرومیت باقی است، خبرنگار حق ندارد سکوت کند.
تا زمانی که مسئولی پاسخ نداده است، سؤال باید ادامه پیدا کند.
تا زمانی که خانوادهای از ابتداییترین امکانات محروم است، قلم باید بنویسد.
سیاهنمایی این نیست که تاریکی را نشان دهیم؛ سیاهنمایی آن است که واقعیت را پنهان کنیم و وانمود کنیم همهچیز خوب است.
نقد مدیر، دشمنی با مدیر نیست.
پرسش از مسئول، جرم نیست.
مطالبه حق مردم، خیانت نیست.
آنچه جای نگرانی دارد، بیتفاوتی در برابر مشکلات مردم و فرار از پاسخگویی است.
من در طول سالهای گذشته آموختهام که دفاع از حق هزینه دارد. شاید کسی که سالها در میدان جنگ حضور داشته و سپس دههها قلم خود را در مسیر دفاع از مردم به کار گرفته، بیش از هر کس بداند که ایستادن پای باور و حقیقت، آسان نیست.
ممکن است در مناسبتهای مختلف، آنگونه که شایسته یک رزمنده، جانباز و فعال باسابقه مطبوعاتی است، مورد توجه و تقدیر قرار نگرفته باشم و حتی گاهی به دلیل پیگیری حقیقت و مشکلات مردم با بیمهری روبهرو شده باشم؛ اما من برای تقدیر وارد این مسیر نشدهام.
من برای مردم مینویسم.
و تا زمانی که حقی بر زمین مانده باشد، قلم را زمین نخواهم گذاشت.
چند بیت برای آنان که حقیقت را برنمیتابند
آن کس که ز مدّاح، خوشآواز شود
از ناله مردم چه خبر باز شود؟
چاپلوسان گرد قدرت حلقه زدند
اما صدای مردم از دیوار گذشت
گفتند قلم را بشکن و خاموش باش
گفتم که تا مردم نفس دارند، قلم هست
سخن آخر با مدیران و مسئولان:
به جای حذف خبرنگار، مشکل مردم را حل کنید.
به جای دعوت گزینشی، عدالت رسانهای را رعایت کنید.
به جای پرورش متملق، پاسخگوی مردم باشید.
به جای فرار از سؤال، پاسخ روشن و عملی بدهید.
من، مهدی زارعی چمه، با سابقه چهار سال حضور در جبهه و خط مقدم تا پایان دفاع مقدس، چندین نوبت مجروحیت، بیش از ۳۵ سال فعالیت مطبوعاتی و رسانهای، و بهعنوان صاحبامتیاز و مدیرمسئول خانوادگی ۸ رسانه مستقل و دارای مجوز، همچنان بر یک اصل پایبندم:
رسانه سنگر مردم است؛ نه حیاط خلوت مدیران.
خبرنگار باید حقیقت را بگوید؛ حتی اگر گفتن حقیقت هزینه داشته باشد.
و قلم، تا زمانی که مردم درد دارند، خواهد نوشت.

مهدی زارعی چمه؛ رزمنده، جانباز و پیشکسوت عرصه مطبوعات و رسانه



